چالش میان انقلاب اسلامی و استکبار تا کی ادامه خواهد داشت ؟

این چالش تا هنگام ناامید شدن مستکبران  از ضربه زدن به انقلاب اسلامی ادامه خواهد داشت البته به حول و قوه الهی و در پرتو ایستادگی ملت و نظام ، موقعیت جمهوری اسلامی در این رویارویی در طول زمان ، تقویت و موقعیت دشمن ضعیف تر شده است. پیش بینی و خواندن سناریوی سلطه گران و برنامه ریزی و اقدام صحیح در قبال آن موجب شکست حتمی دشمنان خواهد شد. افراد جامعه اسلامی بویژه نخبگان نباید شبهه و خدشه ذهنی خود را به چالش در مقابل نظام تبدیل کنند چون نظام و کشور ضربه می خورد.

آینده پژوهشی : فرآیند معرفی مجموعه ای از چشم اندازها و راه های ممکن برای ساختن آینده تصمیم گیری برای اینکه امروز چه تصمیماتی را می توان برای ساختن فردایی بهتر اتخاذ کرد.

 

برخی از منازعات آینده جهان :

1-  سلاحهای پیشرفته

2-  علم و تکنولوژی

3-  منازعات در حوزه انرژی

4-  رشد اقتصادی : پیش بینی ها حکایت از این دارد که شاهد قدرت گیری اقتصادی کشورهایی مانند اندونزی ، ایران و ترکیه علاوه بر چین ، هند و روسیه باشیم .

5-  ایدئولوژی : رشد ایدئولوژی اسلامی در کشورهای مسیحی

6-  امنیت انرژی

7-  خاورمیانه – عقب نشینی آمریکا از خاورمیانه بازی بزرگ جدید برای برقراری روابط با ایران

 

عملکرد ولایت فقیه

آیا ممکن است چند نمونه از مواردی که ولایت فقیه مانع دیکتاتوری در ایران شد نام ببرید ؟

مقدمه :

ولایت فقیه ، حکومت دینی و جمهوری اسلامی از سوی منتقدان و مخالفان ، محکوم و متهم به دیکتاتوری و نادیده گرفتن رأی مردم بوده است. از اول هم این شبهات مطرح بوده و هم اکنون نیز شنیده می شود. شبهاتی که سعی دارد تفکیک و تعارض جمهوریت و اسلامیت را مطرح کند نیز از جنس سؤال بالاست. آیا اسلامیت نظام ، جایی برای جمهوریت باقی می گذارد ؟

آیا تنفیذ حکم ریاست جمهوری ، طفیلی شمردن رأی مردم نیست ؟

آیا نصب فقهای شورای نگهبان بر سر نظارت همه انتخابات موجود در کشور ، نظارت قیم مآبانه ازسوی ولی فقیه نیست ؟

اگر نظر مردم با ولی فقیه یکی نبود ، چه خواهد شد ؟

فقیهان مجلس خبرگان رهبری ، رهبر را نصب می کنند یا کشف می کنند ؟

برای جواب به موارد فوق و ده ها نمونه دیگر محققان و اندیشمندان دلسوز پاسخ های متعددی را مطرح نموده اند که باید به آثار موجود مراجعه نمود . یکی از شیوه های پاسخگویی می تواند معطوف به عملکرد شخص ولی فقیه باشد که خود بررسی جدی تر و عمیق تر عملکرد جمهوری اسلامی نیز خواهد بود.

بر این اساس به چند مورد از این عملکردها اشاره می شود :

الف : حضرت امام (ره)

الف-1) تأکید بر اینکه تشکیل دولت موقت و نصب بازرگان از دو چیز ناشی شده است . یکی حق شرعی و دیگری مقبولیت خود حضرت امام (ره) نزد مردم .

تفویض نوشتن قانون اساسی به کارشناسان منتخب از سوی مردم و جلوگیری از انحلال آن که خواست مخالفان بود.

الف – 2) تأکید بر اینکه نوشتن قانون اساسی باید سر وقت انجام شود و جلوگیری از تأخیر آن .

چون مخالفان به بهانه کم بودن فرصت ، بحث تأخیر در نوشتن قانون اساسی را مطرح کردند ولی حضرت امام بشدت مقابله کردند. و این توطئه را جهت انجام کودتا یا تحمیل نظرات به مردم می دانستند.

الف – 3) مخالفت با بنی صدردر معرفی نخست وزیر توسط رهبری و همچنین مخالفت با انتخاب حاج احمد آقا به عنوان نخست وزیر تا این مسئله به یک امر تشریفاتی تبدیل نشود بلکه رئیس جمهور در تعامل با مجلس آنرا پیش ببرد.

الف – 4 ) تأکید و پافشاری برای اعدام سید مهدی هاشمی علیرغم ناراحتی قهر گونه آیت الله منتظری

ب) رهبری آیت الله خامنه ای :

ب – 1) تإکید بر حذف ماده واحده ای که در پیش نویس قانون اساسی در شورای بازنگری مبتنی بر اختیار ولی فقیه در انحلال مجلس مطرح شده بود. با توجه به فرمایش امام راحل (ره) که مجلس در رأس امور است و زیر نظارت مستقیم رهبری .

ب – 2) جلوگیری از تمدید دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی با ایجاد تغییر در قانون اساسی

ب – 3) مخالفت با دخالت در انتخابات رئیس جمهوری سال 76 در جواب یکی از دلسوزان اینگونه مطرح کردن که چگونه به خودت اجازه می دهی که این طور درباره نظام فکر کنی و تصمیم بگیری؟

ب – 4) مخالفت با تعویق برگزاری انتخابات مجلس هفتم که از سوی وزارت کشور دولت اصلاحات مطرح شد به بهانه عدم تأیید صلاحیت دوستان آنها و غیره و انجام آن بدون تأخیر حتی یکروزه

ب – 5) مقاومت در مقابل کاندیدای معترض دوره دهم ریاست جمهوری در ابطال انتخابات : " این که می گویید ابطال شود ، این حرف خلاف قانون است ، این را کسی نمی تواند بپذیرد. پذیرش ابطال انتخابات یعنی این که بزنم توی دهن چهل میلیون "

ب – 6 ) مخالفت با برکناری استعفا گونه وزیر اطلاعات دولت دهم و صلاحیت نظام را در اثبات و تمرکز در مدیریت اطلاعاتی و امنیتی دانستن.

دین باوری دولت یا حکم ولایی علیرغم برخی تحلیل های نادرست ، نه تنها ناچیز شمردن مردم نیست ، بلکه کاملاً به سود دولت تمام خواهد شد.

این بحث را با جمله ای از امام (ره) در صحیفه نور کامل می سازیم : ایشان می فرمایند : "ولایت فقیه هست که جلو دیکتاتوری را می گیرد. اگر ولایت فقیه نباشد، دیکتاتوری می شود."( صحیفه نور ، ج 11، ص 23)

دین و دموکراسی مردم سالاری دینی

دموکراسی یعنی امکان چرخش قدرت ، امکان نقد قدرت ، وجود نهاد داوری مستقل ( قوه قضائیه ) ، وجود آزادی و عدم جلوگیری از این حق انسانی ، به رسمیت شناختن حق مخالف ، انتخابات سالم و غیره.

اینها حداقل های یک حکومت مبتنی بر دموکراسی است. هر چند در ارائه تعریف منسجم از این مفهوم اختلاف هست . در یک نگاه فراگیر دموکراسی ، حکومت مردم به دست مردم و برای مردم تعریف شده ولی به مرور به سمت یک تعریف سلبی پیش رفته و دموکراسی به معنی نفی یکسری امور دانسته شده که در بالا اشاره شد.

امروزه علیرغم محاسن دموکراسی نمی توان از مفهوم آن به شکل حقیقی آن سخن گفت .

تلقی امروزی از دموکراسی آن است که دموکراسی به مثابه یک روش است که قابلیت اصلاح و تکمیل و سازگاری با شرایط اجتماعی و فرهنگی متفاوت دارد. لذا نباید دموکراسی را یک ارزش دانست .

« امکان جمع بین دین و دموکراسی »

جوهر دموکراسی با اصل برادری و برابری که یک آموزه کاملاً دینی است سرشته شده است. با اصل اختیار و مسئولیت پذیری انسان – با توصیه به آگاهی و حقیقت جویی و حق طلبی ، با نفی طغیان و نفی طاغوت ها ، با نفی سروری و توسل به مرجعیت های کاذب ، با نفی هرگونه واسطگی و برتری جویی ، نهی جهل و خرافه و دروغ ، نهی اغوا و تلقین و تقلید ، نهی آدمی از اجحاف و تحدی و تبعیض ، نفی خودخواهی و خودمحوری ، نفی حاکمیت امیال ، حاکمیت منافع ، حاکمیت زور که تماماً باآموزه های دینی اند آمیخته است. ( شجاعی زند ، هفتنامه پگاه حوزه ، شماره 265 ، آبان 1388)

دومشکل اساسی دموکراسی لیبرال علاوه بر نارسایی های در عمل : 1- اصرار بر جدا سازی دموکراسی از ریشه های دینی و توحیدی آن 2- اصرار به حفظ پیوند با نظام سرمایه داری علیرغم تعارضات و واگرایی های جدی نظام سرمایه داری

برخی منتقد مفهوم دموکراسی دینی هستند و جمع بین یک مفهوم مدرن ( مثل دموکراسی ) با یک مفهوم متعلق به سنت ( مثل دین ) را ناممکن می شمارند. در طیف بندی این افراد می توان به صورت زیر اشاره کرد:

1-  حامیان دموکراسی به مثابه یک ارزش – نه یک روش – . اینها معتقدند نفس اعتقاد به دین ، ما را از رسیدن به دموکراسی باز می دارد زیرا باورهای ارزشی دینی را نمی توان نفی کرد و کنار گذاشت و همین دلیل نمی توان اراده و خواست مردم را در مقابل این ارزشها و اصول ثابت محقق کرد.

می گویند همین که شما قادر نباشید در صورت خواست اکثریت مردم یک اصل دینی را کنار بگذارید و در مبانی حکومت ، امور مقدس وارد شده باشد ، دیگر نمی توانید از دموکراسی سخن بگویید.

2-  حامیان دین با برداشتهای خاص : اینها مشرب و سرچشمه دموکراسی را یک امر جدای از حوزه دین می دانند و دین را دارای روش خاص حکومتی قلمداد می کنند که نیازی به آن حوزه معرفتی ندارد. برخی از این افراد حکومت مردم سالار متدیان را مطلوب می دانند اما بر آن عنوان مردم سالاری دینی نمی نهند ( مانند محمد مجتهد شبستری )

3-  قانون اساسی اجرا نشده : یعنی از مقطع تصویب در زمینه هایی مانند حقوق ملت ، رعایت حق مخالف ، آزادی بیان و تجمعات و مطبوعات ، به رسمیت شناختن جرم سیاسی ، اصل بودن مردم و مجلس منتخب مردم ، برابری همگان در مقابل قانون ، هنوز به صورت کامل به اجرا در نیامده است . لذا نمی توان به درستی مشکلات ایجاد شده در جریان عمل را ارزیابی کرد که ، مشکلات موجود در کشور ناشی از خود قانون اساسی است یا عدم اجرای آن .

4-   وضعیت مبهم و نامطلوب احزاب .( معلوم نبودن جایگاه احزاب و نهادهای مستقل مردمی در ساز و کار نظام سیاسی مبتنی بر اصل ولایت فقیه )

5-   کم تجربگی نخبگان و فرهنگ سیاسی کمتر مشارکتی : عدم استفاده صحیح از تجربیات مثبت دیگر جوامع به صرف هزینه های فراوان می انجامد چون کار از صفر شروع می شود بعلاوه ضعف های مسئولان به پای مشروعیت نظام گذاشته می شود یعنی از مشروعیت ولایت فقیه و رابطه دین و سیاست و ...  هزینه می شود و ضعف کار آنها توجیه می گردد  .

6-  عدم تعامل صحیح مسئولان کشور ناشی از همین بی تجربگی است. همانطور که نگاه ابزاری به قدرت ، عدم احزاب ، تمایل به استبداد و امثال اینها نیز همینطور است.

مدافعان سازگاری دین و دموکراسی :

در مقابل دیدگاههای فوق ، دیدگاهی دیگری نیز مطرح است که جمع بین دین و دموکراسی را هم شدنی می داند و هم مطلوب . اما به دو شرط :

 1- دموکراسی را یک روش در نظر بگیریم نه یک ارزش – قالب بدانیم نه محتوا . می شود این محتوا با لیبرالیسم پرشود یا با اسلام.

2- متغییر دانستن روش حکومت و نظام سازی و قالب ها و سازو کارها را عصری دانستن. یعنی نباید روش ثابت ، یکسان و همیشگی را به عنوان روش دینی حکومت به دین نسبت داد.

مقاله با عنوان : تحلیلی بر آینده انقلاب اسلامی ایران

سناریوهای آینده نظام اسلامی :

1-  حمله نظامی و تسخیر ایران             منتفی است

2-  ایرانِ منزوی                ممکن نیست

3-  ایران با توسعه همه جانبه : مهم ترین شواهد توسعه یک کشور را می توان در چهار زمینه توسعه علمی ، صنعتی ، بهداشتی و نظامی دانست.

شرایط ایران برای ساخت آینده :

الف)  کشوری با جمعیت جوان

ب) وجود دین اسلام و تفکر حفظ نظام

ج)  جغرافیای طبیعی ایران

 

زمینه رشد

سال 57

سال 87

درصد رشد

تعداد دانشجویان پذیرفته شده در کلیه مقاطع

56500

1300000

2300%

تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل

170000

3570680

2100%

تعداد اعضای هیئت علمی

5580

56300

1008%

تعداد مراکز آموزش عالی

233

2154

966%

تعداد دانشجویان فوق لیسانس و دکتری حرفه ای

16700

160500

961%

تعداد دانشجویان دکتری تخصصی

250

23650

9460%

تعداد زنان عضو هیأت علمی دانشگاه

1894

بیش از 12000

 

دانشجویان دختر

54248

بیش از 2000000 نفر

 

 

کشور ایران در حال حاضر از نظر علمی در جایگاه دوم منطقه آسیای غربی و کشورهای اسلامی قرار دارد و از نظر رشد مقالات علمی پژوهشی رتبه اول منطقه و از نظر تعداد مقاله رتبه دوم . ایران یازدهمین کشور دنیاست که توانمندی ارسال ماهواره به فضا را پیدا کرده است . ایران اکنون در 7 شاخه علمی یعنی ریاضی ، مکانیک ، پلیمر ، شیمی ، مهندسی شیمی ، نانو و پزشکی رتبه اول منطقه را دارد و تا 15 سال آینده از قدرتهای بزرگ برق دنیا خواهد شد ( بنا به گفته پرفسور نوری رئیس دانشکده برق دانشگاه انگلیس)

4-  صدور انقلاب و الگو شدن

تبلیغ : مسجد آثار فراوانی در صدور انقلاب دارد / نقش کلیدی مساجد را در تسریع صدور انقلاب نباید نادیده گرفت . / پخش اذان و نماز  موجب تبلیغ فرهنگ اسلامی در نقاط مختلف جهان می گردد.

نتیجه : بیشترین احتمال وقوع یک رخداد در آینده ، مربوط به توسعه ایران اسلامی و صدور انقلاب است ( مورد 3 و 4) و دو مورد اول و دوم از احتمال بالایی برخوردار نیست . پس می توان گفت آینده ای که در انتظار ایران است از گذشته معاصرش مطلوب تر و با موفقیت های بیش تر خواهد بود . این همان نتیجه ای است که اکثر آینده پژوهان در زمینه ایران ( چه محققان ایرانی  یا غیر ایرانی ) نهایتاً به آن اشاره کرده اند.

اما ضررهای بی هویتی در تهاجم فرهنگی علیه ایران:

-      بی هویتی از شاخص های جامعه ای است که  مورد هجوم قرار گرفته است.

-      از بین رفتن یکپارچگی هویتی افراد( حتی درگیری بخشی از وجود یک فرد با بخش دیگر وجود او)

-      عدم برخورداری از ثبات شخصیت

-      عدم پیش بینی رفتار فرد بی هویت

-      دست زدن به اقدامات ضد فرهنگ جامعه خود به دلیل ناتوانی ازپذیرش "روی کردن به ارزش های جامعه خود "

-      افزایش بزهکاری

-      از بین رفتن اعتماد به نفس چون اراده و قدرت تشخیص از فرد گرفته می شود.

کارآمدی

در مطالعه کارآمدی یک نظام سیاسی باید به موارد زیر توجه داشت:

1- توجه به کل و جزء : یعنی ناکارآمدی یک بخش از جامعه را نباید به منزله ناکارآمدی کل نظام دانست.

2- توجه به امکانات :

الف- طبیعی و مادی : منابع زیر زمینی و روزمینی ، ضریب هوشی استعداد

ب - غیر مادی ( قوانین ، جهان بینی و نظام ارزشی ، مدیریت و ...

3- توجه  به موانع : داخلی – خارجی مانند:                                                                                                                                                                                              

-      موانع اندیشه ای

-      موانع فرهنگی

-      موانع سیاسی

-      موانع اقتصادی

-      موانع مربوط به قوانین و مقررات بین المللی

کارآمدی : این مفهوم به وجه عمومی دولت برمی گردد، لذا دولتی کارایی دارد که کار ویژه های عمومی خود یعنی حفظ همبستگی اجتماعی و سیاسی ، حل کشمکشها و منازعات دستیابی به اهداف کلی حکومت و تطبیق با شرایط جدید و متحول بتواند با نوفقیت به انجام برساند ( به نقل از آلموند و پاول ، 65)

کارآمدی نظام سیاسی : عبارت است از توانایی نظام سیاسی برای بسیج منابع در جهت انجام کار ویژه های خود بطور موفقیت آمیز ( همان ص 398)

انقلاب اسلامی و چالش ها

دهه چهارم و چالش های حال و آینده :

با توجه به اهمیت انقلاب اسلامی لزوماً باید به شناسایی چالشها و آفات آن پرداخت و درصدد حل و فصل آن ها برآمد و حتی چالشها را به فرصت تبدیل نمود و گرنه انقلاب از درون تهی خواهد شد وتنهاپوسته انقلاب خواهد ماند.

تقسیم چالشها :

الف ) چالشهای بین المللی که تمام کشورهای دنیا باآن روبرو هستند : 1- جهانی شدن سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ و ارتباطات 2- بحران های زیست محیطی و جمعیتی 3- بحران معنویت و اخلاق 4- گسترش ناتو به سمت شرق 5- هژمونی آمریکا و تلاش برای ایجاد نظام تک قطبی 6- اختلاف سطوح منافع در میان کشورهای صادر کننده نفت 7- گسترش سازمان تجارت جهانی 8- بحران جهانی انرژی 9- مشکل مربوط به کنترل فن آوریهای پیشرفته بین المللی ایران  10- محاصره سیاسی و اقتصادی     11- اعمال فشارهای اقتصادی ، تضعیف توان مالی و منابع مالی

ب) چالشهای منطقه ای مربوط به کشورمان : 1- اسرائیل کانون بحران ساز در منطقه 2- ابهام در وضعیت رژیم حقوقی دریای خزر 3- بحرانهای نظامی در کشورهای منطقه 4- اختلافات مرزی ایران با امارات 5- بحران آب در خاورمیانه

ج) چالشهای داخلی جمهوری اسلامی : 1- ترکیب جمعیتی جوان2 –بحران اشتغال وتورم 3-بحران سرمایه گذاری4- اقتصادوابسته به نفت5-برخورد وتضادجریانات عمده سیاسی6- تهاجم فرهنگی7- موادمخدر وایدز 8- مهاجرت استعدادها به خارج 9- شبهات ناشی از تنش روابط ایران و آمریکا و بطور کلی آسیب های اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی          10- هدایت کشور به سمت توسعه نامتوازن مثلاً مسائل سیاسی را در نظر گرفتن و از دیگر مسائل غفلت نمودن      11- تشدید اختلافات داخلی  12- نفی کامل دستاوردهای گذشته انقلاب اسلامی و سیاه جلوه دادن وضعیت موجود.

« اسلام و ایران »

ایران دوستی را از ایران زدگی باید جدا کرد یعنی نباید ایران گرایی را به عنوان یک مکتب در عرض مکتب اسلام قرار داد.  همانطور که ترویج اینکه اسلام تنها دین صلح است ( از طرف اصلاح طلبان) نادرست بود. علامه طباطبایی (ره) سالها قبل فرموده اند : اسلام نه دین صلح است نه دین جنگ بلکه دین منطق است و بقول شهید مطهری : دین البته باید طرفدار صلح باشد و قرآن هم می گوید صلح بهتر است اما باید طرفدار جنگ هم باشد ،آنگاه که اگر تسلیم شویم ذلت را متحمل شده ایم ( مجموعه آثار ، ج 20) .

نه تنها ایران زدگی که هر امر دیگری نیز به این شکل در نظر گرفته شود ( یعنی در غیر جایگاه واقعی خودقرار گیرد ) نادرست است مانند قرآن زدگی اگر دانشجویی در جواب تمام سوالهای ریاضی خود ، آیات قرآن را بنویسد ، معلم او  ناراحت می شود و این به منزله ضدیت با قرآن نیست بلکه به جهت به کارگیری آن در غیر موضعی است که باید به کار گرفته شود.

-      لجاجت با اسلام مانند لجاجت راننده ای است که در جاده بجای گردش به راست به چپ بپیچد ( معلوم است چه سرنوشتی دارد)

-      امروزه باید با دقت و با برنامه در مقابل دشمنان ایستاد نه اینکه با لباس بزم به جبهه رزم رفت یا بدون طرح و برنامه به مقابله با مخالفان اسلام پرداخت .

-      گونه افراطی علاقه و حب وطن نژاد به شکل ملی گرایی بروز می کند که جامعه را از کمال و اعتدال به سوی کژی و زشتی ها می کشاند و انسانیت را به قربانگاه می برد و حقوق انسانی دیگر جوامع و نژادیهای انسانی را تباه و ضایع می کند. قرآن اینگونه امور را نقد و نهی می کند.

-      از بزرگ ترین موهبت های پروردگار به آدمی قاعده مند ساختن طبیعت و حیات انسانی از یک طرف و ارائه " نقشه زندگی " از طرف دیگر است، لذا انسان باید با شناخت و عمل به این قوانین در جهت رشد و سعادت همه جانبه قدم بردارد.

توسعه دین محور :

  • توسعه دین محور عبارت است از دگرگونی ارادی فردی و اجتماعی به عنوان یک وظیفه دینی در رابطه با همه موجودات که با بهره گیری از رهکارهای تعیین شده از سوی دین و جدیدترین یافته های دانش بشری در مسیر دستیابی به ویژگیهای فرد و جامعه آرمانی پیش بینی شده در متون دینی است .

با توجه به اینکه توسعه اسلامی در برگیرنده ابعاد مختلف وجود زندگی بشری است می توان آنرا پایه و شالوده پیشرفت تکامل اجتماعی انسان دانست.

مقایسه نوسازی و توسعه :

(modernization ) در نوسازی بیشتر روند امور مورد نظر است مثلاً روند تبدیل جامعه سنتی به مدرن و به هدف و فرجام توجهی نمی شود ، اما در توسعه (Devalopment) وضعیت نهایی و فرجام در نظر گرفته می شود یعنی ناظر به اهداف بوده و بیشتر در مورد تحولات قابل اندازه گیری به کار می رود.

امام خمینی و عزت مردم

امت ایران اسلامی به رهبری امام راحل (ره) به عزت و شرف، سعادت و سیادت و مجد و کرامت رسید. البته امام نیز همه این فضائل و برکات را از پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین و سیدالشهدا و دیگر ائمه (ع) به ارث برده است. مرحوم شیخ مفید می‌گوید: علی (ع) فرموده: من در سفری دیدم که نبی اکرم (ص) برای آگاهی از وقت ظهر، به چهره آسمان می‌نگرد و در آن هنگام به من فرمود: ای علی اگر کسی به وقت نماز اهتمام ورزد و نماز خود را اول وقت بخواند، من برای او راحتی در هنگام مرگ، و از بین رفتن هم و حزن، و نجات از آتش را ضمانت می‌کنم. (بحار، ج 80، ص 9، حدیث 5) آنگاه فرمود: یا علی عرب در جاهلیت شتربان بود و فقط در این فکر بود که شتر، چه وقت می خوابد، چه وقت بر می خیزد و چه وقت شیر می‌دهد، این عرب که چشمش تنها به شتر بود، با آمدن وحی، چشمش به شمس و آفتاب افتاد. ما به برکت اسلام از «زمین جاهلیت» به «آسمان مدنیت» رسیده‌ایم به برکت نبوت و امامت و ولایت بود که عرب عصر جاهلیت، از شتربانی به شمس بینی عروج کرد، هم اهل «شمس صورت» شدیم و هم اهل «شمس سیرت»

مردم عزیز ایران نیز که در جاهلیت ستمشاهی، یک استعمارگر غربی را همانند مردم سایر کشورهای استعمارزده صاحب خطاب می‌کرد، اکنون به برکت یک انسان الهی یعنی امام (ره)، موفق شد که عروج کند و توجهش از زمین استعمار به آسمان استقلال معطوف گردد.

صبح امید که بُد معتکف پرده غیب
آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل

 

گو برون آی که کار شب تار آخر شد
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد

=بررسی علل چرخش استراتژی آمریکا بر علیه ایران از قدرت هوشمند (سخت و نرم) به ویژه گزینه نظامی به تحریم هوشمند:

استفان کینز استاد دانشگاه نورث وسترنِ آمریکا و روزنامه نگار کهنه کار نیویورک تایمز:

براساس مستندات غیر قابل خدشه چهار سال پیش (2008 م) نوشت: «ایران یکی از سه ضلع مثلث قدرت در قرن 21 است» (این گزارش به خاطر اهمیت به کتاب نیز تبدیل شد)

بعداً مجله تایم در گزارش خود اعتراف کرد چهار عامل اصلی یعنی نفت، تنگه هرمز، توانایی نظامی و موشکی و قدرت نیروی هوایی ایران، گزینه نظامی علیه این کشور را متوقف کرده است.

در خصوص تحریم های جدید  آمریکا که دو روز پس از 6 نوامبر2012م (انتخابات ریاست جمهوری این کشور) اعلام شد و به اصطلاح حقوق بشری بود، باید به چند نکته عنایت داشت:

1- تمام گزینه‌های آمریکایی علیه ایران محدود شده به تحریم ها پس صبحت های دیگر بلوفی بیش نیست.

2- تداوم تحریم ها نیت سوء آمریکایی‌ها را برملا ساخت که قصد ندارند در مواجهه با ملت بزرگ ایران اعتمادسازی کنند. (سیاست دست چُدنی که در دستکشِ مخملی پنهان شده) این نشان می‌دهد که دست دراز "اوباما" برای مذاکره با ایران فریبی بیش نیست.

3- به بهانه حقوق بشر طرح چنین تحریم هایی نشان می‌دهد آمریکایی‌ها قصد دارند علاوه بر برنامه هسته‌ای ایران پرونده دیگری باز کنند تا بر علیه کشورمان در مجامع بین‌المللی پرونده سازی نمایند. در حالی که خود آن‌ها در این خصوص رو سیاه تر از همه جا هستند (بسته نشدن زندان گوانتاناما، سرکوب معترضان جنبش 99 درصدی، نقض حقوق شهروندان و ...)

4- پشتیبانی آمریکایی‌ها از ضد انقلاب و اغتشاشگران داخلی در هر برهه ای به ویژه پس از انتخابات سال 88 پرده از چهره پلید و کذب طرفداری از حقوق شهروندان ایرانی بر می دارد.

5- آیا تحریم هایی که طی این چند سال اوباما و دولتش بر علیه کشور ما وضع کرده‌اند بدون هیچ وجاهت قانونی، مصداق نقض حقوق مردم ایران نیست؟آیا این‌ها غیر از نفرت چیزی در دل مردم ایران بوجود می آورد؟مسلماًخیر.

6- در سال های آینده نیز به نظر می رسد آمریکا همان سیاست‌های خصمانه مانند تحریم را به شدت دنبال خواهد کرد اما بهره ای نخواهد برد زیرا تحریم ها قابلیت تحقق اهداف پلید آن‌ها را ندارد و ناکامی های غرب با توجه به ساختار امت و امامت کشورمان و به ویژه عنصر بصیرت و از طرف دیگر مشکلات بلکه بحرانهای اقتصادی خود غرب، همانند گذشته ادامه خواهد داشت.

دو نکته‌:1-غرب واقعاً در تصویرسازی «ناواقعیت» بسیار موفق عمل می‌کند و ما در زمینه تصویرسازی واقعیت بسیار ضعیف هستیم و در برهه هایی از انقلاب (مثل فتنه 88) اگر لطف خدای متعال نبود ناواقعیت بر واقعیت غلبه می‌کرد.

خانم میس لمبتون (1290-1387 ه ش) معروف به ملکه جاسوسی و کودتا، مادر جاسوسی و جاسوسان، انگلیسی الاصل، ایران شناس و کسی که 60 سال از عمر کثیف خود را علیه ایران و بخش مهمی از آن را در ایران سپری کرد. وی تلاش وافری برای انگلیسی کردن حکومت محمدرضا پهلوی داشته است، در به قدرت رسیدن شاه نقش موثری داشته و شاه از او حرف شنوی داشته است. وی از جمله افراد مؤثر در راه انداختن رادیو فارسی بی بی سی بوده و با آن همکاری نزدیک داشته است. در کودتای 28 مرداد نقش بسیار اساسی ایفا کرده است.

2-میشل فوکو در کتاب «ایران روح یک جهان بی روح» صفحه 66 (ترجمه سرخوش و جهان دیده، تهران، نشر نی، چاپ اول، 1379) حقیقت انقلاب اسلامی ایران را با حقایقی که در غرب تعریف شده، متفاوت می‌داند و به صراحت به غیر قابل هضم بودن بنیاد انقلاب اشاره می‌کند.

استانسیفلد (یک درباردار آمریکایی) انقلاب ایران را تعریف نشدنی می‌داند، انقلابی که در کامپیوترهای آن‌ها قابل فهم نیست.

حضور آمریکا در ایران

بحث را می توان با این پرسش شروع کرد که اساساً رد پای نفوذ و حضور آمریکاییان در ایران و پیدایش چهره استعماری و نفوذی آن‌ها در دربار پهلوی چگونه اتفاق افتاد؟

درپاسخ باید گفت:

-      سابقه حضور آمریکا در ایران به دروه قاجاری و پس از جنگ جهانی اول دیده می‌شود.

-      روابط ایران با آمریکا را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

1-  حضور نامحسوس (عصر قاجار تا شهریور 1320)        

2-  حضور محسوس و سلطه گرایانه

3- دوره تیرگی روابط و پایان حضور با انقلاب اسلامی

1-حضور نامحسوس :ورود با احتیاط کامل و در رقابت نامحسوس به جهت حضور دو قدرت روس و انگلیس.از آنجایی که ایرانیان از این دو دولت به جهت نفوذ و دخالت استعماری تنفر داشتند، آمریکایی‌ها با شناخت این وضعیت حضور خود را آغاز نمودند.(معمولاً آمریکا در برقراری روابط با دولتها ی   دیگربراساس سیاست‌ها و برنامه‌های دقیق از پیش تعیین شده حرکت می‌کند. سیاست منفعت طلبانه و سودجویانه که به مکتب "جکسونیسم" تعریف شده است.)

-      برقراری روابط به طور رسمی و انجام فعالیت‌های فرهنگی و بهداشتی و مردم دوستانه، تمجید از ملت و دولت ایران در ابتدا و سپس درصدد گرفتن امتیازات برآمدن.

-      تلاش برای کسب جای مناسب در ایران پس از کودتای سیاه 1299 ش، انعقاد قرارداد با شرکت سینکلر که علیرغم تأیید مجلس به جهت اعتراض شدید روس و انگلیس و کشته شدن یک تبعه آمریکایی لغو شد.

-      با قدرت گیری قوام السلطنه در ایران نفوذ و تسلط آمریکا افزایش یافت.

-      آمریکا پس از به قدرت رسیدن رضاخان هنوز حضور پرقدرتی در ایران نداشت، بلکه بطور نامحسوس از حق ایران در مجامع بین‌المللی با اظهار نارضایتی از سلطه روس و انگلیس دفاع می‌کرد و در جنگ جهانی خواستار خروج نیروهای روس از ایران شد و برای حضور نیروهای خود مجوز قانونی گرفت.

-      سال 1321 مجلس 13 برای نجات کشور از بحرانهای قطعی و بیماری‌های هولناک که از پیامدهای ناگوار جنگ جهانی بود به «میلیسپو» حق قانونگذاری داد. این مأمور آمریکایی در ارتش و دیگر نیروهای نظامی و انتظامی نفوذ و سیطره یافت که موجب اعتراض مجلس واقع شد و تقی زاده و مصدق به عنوان نماینده از او دفاع کردند این را می‌توان آغاز مرحله دوم حضور آمریکا در ایران تلقی نمود.

2- حضور محسوس و سلطه گرایانه

-      با افزایش خطر کمونیزم دو قدرت انگلیس و آمریکا متحد شدند و انگلیسی ها مهره‌های خود را به آمریکایی‌ها نزدیک نمودند.

-      در این دوره چهره استعماری و حضور سلطه گرایانه آمریکا شکل جدی گرفت و تا پایان حکومت پهلوی دوم استمرار و شدت یافت.

-      سال 1328محمد رضا پهلوی به دعوت «ترومن» به آمریکا رفت واز آنها درخواست کمک نظامی در برابر شوروی نمود که به نفوذ و سلطه بیشتر آمریکا منجر شد.

-     بدترین چهره استعماری آمریکا در ایران دخالت در کودتای 28 مرداد بود که موجب سقوط دولت مردمی در ایران و استمرار دیکتاتوری 25 ساله پهلوی دوم شد.

-      سازمان اطلاعات ایران (ساواک) براساس سازمان سیا بهترین ابزار نفوذ آمریکایی‌ها در تمام نقاط کشور و تسلط آن‌ها بر ارکان نظامی، سیاسی و اقتصادی شد. این نفوذ موجب مفاسد و فجایع و غارت ثروتهای مادی و تخریب فرهنگ معنوی ایران شد که تا پیروزی انقلاب اسلامی  و طراحی کودتا بر علیه انقلاب استمرار داشت.

برای مطالعه بیشتر به کتاب 25 سال حاکمیت آمریکا بر ایران نوشته جواد منصوری و کتاب تاریخ سیاسی معاصر سید جلال الدین مدنی مراجعه کنید.

تذکر:خداوند می‌فرماید: و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا (نساء، 141)

براساس این آموزه قرآنی نباید در روابط خود با بیگانگان هرگز در برابر آن‌ها منعطف و سلطه پذیر باشیم بلکه باید از موضع قدرت با آن‌ها برخورد نماییم. (هیچ کافری شرعاً نمی‌تواند بر مؤمنین استیلا داشته باشد)

 جنگ نرم

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح  استفاده می‌شود.

گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و “ژوزف نای” از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر “اجبار” و مبنای قدرت نرم بر “اقناع” است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.

 

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

جنگ روانی، جنگ نرم

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.

فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال ۱۹۲۰ به کار برد. در آن زمان استفاده  فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه ۱۹۴۰ با انتشار مقاله ای با عنوان “جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن” این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. بر این اساس “جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد”. در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به “فرهنگ لغت وبستر” وارد شد و بخشی از عبارت پردازی‌های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

در سال ۱۹۵۰ یعنی تنها یک‌سال پس از پایان جنگ جهانی دوم “ترومن”، رئیس جمهور وقت آمریکا  به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ‌روانی در کره پروژه‌ای با عنوان “نبرد حقیقت” را با بودجه‌ای معادل ۱۲۱میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ‌ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگ‌روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ‌جهانی دوم تشکیل داد. از آن‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.

براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین

در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری “لخ والسا” در جنبش کارگری این کشور در سال ۱۹۸۴ تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.

انقلاب های مخملی یا “انقلاب های رنگی” و “گلی” از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی “والسلاوهادل” رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای از ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله ۱۹۹۷ – ۲۰۰۰ ، گرجستان ۲۰۰۳ ، اوکراین ۲۰۰۴ و قرقیزستان ۲۰۰۵ ادامه یافت.

به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی کرد:

– تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی

– کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن

– حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا

– ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی

– همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا

– فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا

– مهار بیداری اسلامی

جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.

شرکت‌کنندگان انقلاب‌های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت‌آمیز با هدف اعتراض‌ علیه دولت‌های غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده‌اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده‌اند. اعتراض‌های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان‌های غیردولتی به ویژه سازمان‌های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت‌آمیز ایفا می‌کنند، این رویدادها را برجسته‌تر نشان می‌دهد.

اهداف اجرایی از جنگ نرم

همان طور که اشاره شد، جنگ روانى جدید عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم نمود

با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:

- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.

- ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.

- اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.

- کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).

- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.

- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و …

- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

- تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان(1394) به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.

با توجه به تمام مطالبى که گفته شد، ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.

سوالات تشریحی درس انقلاب اسلامی ایران

1-   از منازعات آینده جهان 4 مورد را بنویسید.

2-   انواع دیدگاه ها درمورد رابطه دین  و دموکراسی را نام ببرید و دیدگاه صحیح را بنویسید.

3-  از عملکرد های تاریخی حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری(آیت الله العظمی خامنه ای) که انقلاب اسلامی ایران را از یک چالش مهم نجات داده، به طور جداگانه از هرکدام دو مورد بنویسید.

4-  سناریوهای آینده انقلاب اسلامی را نام ببرید و توضیح دهید بیشترین وقوع یک رخداد در آینده، مربوط به کدام مورد (یا موارد) می باشد؟

5-  ضمن تعریف کارآمدی، توضیح دهید در مطالعه کارآمدی یک نظام سیاسی باید چه مواردی را مورد توجه قرار داد؟

6-  به نظر شما چرا در سال های اخیر شاهد چرخش استراتژی آمریکا بر علیه ایران از قدرت هوشمند (سخت و نرم) به تحریم هوشمند هستیم؟آینده رابطه ایران وآمریکا را چگونه پیش بینی می کنید

7-   روابط ایران با آمریکا به چند دوره قابل تقسیم است نام ببرید و دوره آخر را به اختصار بنویسید.

8-   اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور های هدف کدام است؟(حداقل 4 مورد)

9-   از مهم ترین اهداف جنگ روانی غرب بر علیه دیگر کشورها، 4 مورد را بنویسید.